Monday, February 6, 2012

چک دکتر مصدق به رفسنجانی برای حمایت از فلسطین


اسنادی وجود دارند که نشان می دهد دكتر مصدق به هاشمی رفسنجانی برای حمایت از آرمانهای ملت مظلوم فلسطین کمک مالی می کرده است. بر طبق این اسناد منتشر شده از مکاتبات ساواک،  پس از مطالعه كتاب هاشمی  دکتر مصدق نوشته است: «از كتاب سرگذشت فلسطین نهایت استفاده را كردم حیف است كه این كتاب در گوشه ای بلامطالعه بماند ». دكتر مصدق طی نامه ای در آذرماه سال ۱۳۴۳ ضمن تمجید از كتاب سرگذشت فلسطین؛ چكی را به منظور حمایت از تجدید چاپ آن برای نویسنده كتاب ( هاشمی رفسنجانی ) نیز می فرستد
شاید نتوان کاملا از از اصالت این اسناد  مطمئن شد ولی با توجه به سوابق دکتر مصدق در رابطه نزدیک با روحانیون مخالف پهلوی و اسلامگرایی وی چنین چیزی اصلا بعید نمی باشد. ظاهرا تاریخ همچنان ناگفته های بسیاری برای ما دارد.
اسناد ساواک در ارتباط با حمایت مرحوم دکتر محمد مصدق از رفسنجانی و کتاب سرگذشت فلسطین در سال ۱۳۴۳ بدین شرح است.






گلایه امام نقی از دکتر مصدق


روزی اصحاب از امام نقی بپرسیدند کدام یک از دولتمردان ایران بیشتر علیه شما تبعیض روا داشتند؟ امام بغضی کرد و بفرمود: همانا آن دکتر مصدق السلطنه بسیار حسادت ما را بر می انگیخت. خودش را سگ آستان جدم امام حسین می دانست ولی حتی گوشه چشمی هم به ما ارادت نداشت. تبعیض به حدی بود که که سال 1330 روز وفات پدربزرگم امام صادق را تعطیل رسمی ایران کرد ولی باز هم ما مهجور ماندیم. حتی تهیه و مصرف مشروب را ممنوع کرد یا در مجلس و دادگاهش از پیغمبر و ائمه به وفور حدیث می خواند ولی در سراسر مبارزاتش در راه اسلام یک بار هم نام مرا به زبان نیاورد. در حالی که قطره اشکی از دماغ مبارک  امام سُر خورد امام هق هق کنان  قسم خورد که در دوران 2 ساله نخست وزیری دکتر مصدق السلطنه شیعه جانی دوباره گرفت ولی امام نقی در سایه تبعیضهای مصدق السلطنه ماند و بیشتر از پیش فراموش شد

رساله شکوائیات نقوی، جلد چهارم

مروری بر نقش مصدق در سیاست ایران

محمد مصدق یکی از سیاستمداران ایران است که کمتر بدون حب و بغض درباره اش نوشته شده است. وی دو دوره یکساله نخست وزیر بود: دوره اول که بحث ملی شدن صنعت نفت بود اتفاقا هم از طرف شاه حمایت شد و هم آمریکا، چون هیچکدام از نفوذ انگلیس راضی نبودند. ولی مصدق شروع کرد به زیاده خواهی و قدرت طلبی و از شاه خواست که وزارت جنگ را در اختیارش بگذارد! یعنی هم نخست وزیر باشد و هم وزیر جنگ. شاه هم مخالفت کرد و مصدق استعفا داد. وقتی قوام با سابقه درخشانش دوباره نخست وزیر شد تنشهای بین المللی ناشی از درگیری با انگلیس را از بین برد. اما چون فردی سکولار و دنبال جدایی دین از سیاست بود فدائیان اسلام احساس خطر کردند. از آن طرف هم توده ایها برای اینکه می دیدند آمریکا (و نه شوروی) دارد جای خالی انگلیس رو پر می کند، با مذهبیها متحد شدند و با کودتای 1331 مصدق را به شاه تحمیل کردند. اما آمریکا هم به هیچ وجه حاضر نبود در شرایط جنگ سرد به شوروی باج بدهد. برای همین یک سال بعد کودتا کرد. در کل شرایط دوران نخست وزیری مصدق هیچ شباهتی به حرکتهای دموکراسی خواهانه نداشت ولی زندگی سیاسی مصدق را هم نمی توان کاملا سیاه و سفید دید. ...

Sunday, February 5, 2012

Mosaddegh's Political Life




Although Dr. Muhammad Mosaddegh was a Prime Minister of Iran during only a short period of 1951 to 1953, he has become one of the most controversial historical figures in modern Iran. While his supporters exaggerate about his role in Iran’s path to democracy, his critics unfairly blame him for treason. Mosaddegh was a Prime Minister for two short terms: During the first period which he was the leader of Oil Nationalization Movement, he was supported by both Shah and Americans, since they were not happy with Britain’s control over Iran’s oil and British influence on Iran’s politicians. 
However, the ambitious Mosaddegh lost support of Muhammad Reza Shah when he asked for control over Iran’s army as a Minister of War. Following Shah’s disagreement with Mosaddegh’s request, he resigned, and was replaced by Ahmad Ghavam who was a successful experienced politician. Ghavam could resolve international disputes caused by Iran’s political conflict with England after nationalization of oil, but faced with strong opposition from Islamists when he asked for secularization and separation of Church and State. 
On the other hand, communists were not happy to find Americans –and not Soviet Union- to gain political, economic, and military influence in Iran in the absence of England. Therefore, Islamists and communists united against Ghavam, and sent Mosaddegh back to office by a coupe which forced Shah to reinstate Mosaddegh as a Prime Minister, and even grant his request to be the Chief of Staff. However, U.S. could not let communists to gain political power during Cold War. Therefore, he was overthrown by 1953 coup planned by CIA, and his political life ended. 
I believe what was going in Iran during his administration was not anything close to democracy, and his role in modern Iran has been exaggerated, though later political events in Iran were greatly influenced from his role in the history of modern Iran.

Author: Roobah